خانه / یادداشت ها / ✔️ الزامات نظریه پردازی اجتماعی : نظریه پردازی کلان و ضرورت رویکرد میان رشته ای

✔️ الزامات نظریه پردازی اجتماعی : نظریه پردازی کلان و ضرورت رویکرد میان رشته ای

طرح مساله الزامات نظریه پردازی اجتماعی

🔹1-  انگیزه ای که من را به نوشتن در زمینه الزامات نظریه ­پردازی در علوم جتماعی سوق داد، رکود موجود در این زمینه و بحران خلاقیت در کارهای علمی است.یکی از دلایل این رکود نگاه تخصصی و محدود به فعالیت های علمی و پژوهشی است. در این نگاه شاهد مرزگذاری سخت میان رشته های علمی هستیم؛ حتی وضع از این هم بدتر است. بعضی از اساتید نه تنها نسبت به دیگر رشته ها دید بی تفاوت یا بدبینانه دارند و از مطالعه در سایر حوزه ها اجتناب می کنند، بلکه حتی از توجه به همه نظریه های موجود در حوزه تخصصی خود نیز اکراه دارند و تنها یک نظریه خاص را مبنای آموزش و پژوهش خود قرار می دهند.

🔹2- گفتگو
با دو تن از دانشجویان کارشناسی ارشد روابط بین الملل یکی از مفید و دیگری از دانشگاه تهران حساسیت من را به این رویکرد دو چندان کرد.دانشجوی دانشگاه تهران برای من نقل می کرد که اساتید ایشان به مباحث فلسفی و جامعه شناختی نمی پردازند و اساسا خواهان مرزگذاری میان فعالیت علمی خود با فعالیت علمی در سایر رشته ها از جمله علوم سیاسی هستند. دانشجوی دانشگاه مفید نیز متقاضی تدریس واحدهای خود صرفا توسط اساتید روابط بین الملل بود.

این دو ذهنیت، حاکی از نگاه غالب بر ذهنیت اساتید دانشگاهی در بعضی حوزه های علمی است  که به دانشجویان نیز منتقل می گردد و نتیجه آن ضعف نظری اساتید و دانشجویان، و ناتوانی شان در گذار از نظریه های موجود و ورود به عرصه نظریه پردازی است.

خصلت میان رشته ای علوم: مثال ها

🔹3-  برخلاف این نگرش غالب، نگاه تخصص گرایانه نه تنها به رشد توانایی نظریه پردازی در میان دانشجویان علوم اجتماعی کمکی نمی کند، بلکه آنها را گرفتار چارچوب های نظری مسلط در رشته تحصیلی خود می کند. علت این وضعیت، انباشت تاریخی نظریه های اجتماعی در رشته های مختلف است. این نظریه های که اکثرا” غربی و به نحوی بازنمایی کننده آگاهی آنها به تجربه زیست شده در کشورهایشان است و مانع مهمی را در مقابل متفکران نوگرا برای اندیشیدن به ایده های جدید ایجاد می نماید.

از این روست که حتی متفکران برجسته غربی نیز برای رهایی از این انسداد نظری به فراسوی مرزهای رشته ای خود حرکت می کنند. بطور مثال، هر دو کتاب الکساندر ونت (Alexander Wendt) از موسسان نظریه سازه انگاری یعنی ” تئوری اجتماعی سیاست بین الملل” و ” ذهن کوانتومی و علوم اجتماعی ” خصلتی میان رشته ای دارد. چگونه میتوان بر مرزهای تنگ رشته ای تاکید کرد، و در عین حال از نظریه کوانتوم برای فهم پدیده های اجتماعی استفاده نمود؛ نکته جالب دیگر تحصیلات وی است که در رشته علوم سیاسی و نه روابط بین الملل می باشد و در صفحه معرفی اش در وب سایت دانشگاه دولتی اوهایو وی را علاقمند به بررسی جنبه های فلسفی علوم اجتماعی بویژه روابط بین الملل معرفی کرده است.

🔹4-  نمونه دیگر،  انتشار مجله ” جامعه شناسی سیاسی بین المللی (international political sociology)” توسط دانشگاه آکسفورد است که با هدف بهره مندی از نظریه های جامعه شناختی برای فهم بهتر روابط بین الملل راه اندازی شده است.نکته جالب دراین زمینه عضویت نیکلاس اونف (Nicholas Onuf) یکی از بنیانگذاران دیگر نحله سازه انگاری در هیات تحریریه آن است.در واقع، این وضعیت چندان جدید نیست و در زمان پدیدار شدن نظریه های جدید در فلسفه و علوم اجتماعی در غرب نیز شاهد بهره گیری فیلسوفان و متفکران برجسته از سایر حوزه های علمی هستیم.بطور مثال، هابز در کتاب “لویاتان” برای گذار از انگاره های قرون وسطی، از مفاهیم نو در دانش مکانیک و از هندسه اقلیدسی برای تحلیل پدیده سیاست و دولت بهره گرفته است.

علل ضرورت نگاه میان رشته ای

🔹5- اما، چرا نگاه بین رشته ای به افزایش خلاقیت اساتید و دانشجویان در نظریه پردازی کمک می کند؟ پاسخ در مفهوم حساسیت ذهنی است. انباشت تاریخی نظریه های، حساسیت ذهنی ما را نسبت به امکان خلق ایده های جدید یا امکان بررسی موضوعات از منظر و زاویه دید متفاوت از بین می برد. بنابراین، برای افزایش حساسیت ذهنی نیازمند گذار از مرزهای رشته ای و آشنایی با سایر نظام های معرفتی بویژه نظام های معرفتی پیرامونی هستیم. این رویکرد به ما امکان می دهد از درون پارادایم های رقیب به مسائل و پرسش های خود نظر کنیم و امکان واسازی نظریه های مسلط را بیشتر فراهم می سازد.

استورات هیوز، تفکر عمومی و نیاز به فعالیت میان رشته ای

🔹6-  به گمانم، نظریه پردازی در یک حوزه علمی بیش از آنکه وابسته به چارچوب های تنگ رشته ای باشد، تابعی از مسائل و پرسش هایی است که ما درصدد پاسخ به آن هستیم. در بیشتر مواقع، برآمدن این پرسش ها خود محصول تحولات نظری در سایر حوزه ها است یا اینکه مسائلی که ما قصد بررسی اش داریم، خصلتی عام داشته و در حوزه های مختلف اجتماعی به شکلی ظهور کرده است. در این وضعیت، ما برای مواجه درست با این پرسش ها و مسائل نیازمند تالیف چارچوب های نظری ترکیبی هستیم که فراتر از ظرفیت یک رشته علمی می باشد.

از این روست که استوارت هیوز در مقدمه کتاب ” آگاهی و جامعه”  که به بررسی اندیشه متفکران برجسته ای مانند فروید، پاره تو، دورکیم، وبر و … پرداخته است، می گوید:« نخست باید تاکید کنم که سروکار من با پیشرفت و گسترش علوم اجتماعی از نظر فنی نیست و، از این رو، درباره کسانی که عمدتا” در رشته های خودشان اهمیت دارند، بحث نخواهم کرد. چیزی که توجه مرا جلب می کند، اندیشه هایی است که از محدوده شعبه های فنی خاص فراتر می روند و در سایر رشته های دانش نیز مدخلیت دارند. دامنه این مطالعه محدود به نوشته هایی است که خزانه مشترکی از اندیشه های اجتماعی و اخلاقی برای استفاده کسانی که تحصیلات عمومی درعلوم انسانی دارند، فراهم آورده اند » .(ص 16)

استوارت هیوز، در فقره دیگری، برای توصیف « تفکر عمومی اجتماعی» ،  میان جامعه شناسی تخصص گرای آمریکایی و رویکرد کسانی مانند مارکس، وبر و دورکیم تمایز گذاشته، می گوید: « مراد من از جامعه شناسی، … نظریه پردازی های کلیتر به پیروی از سنت منتسکیو و مارکس است. این تصوری است که وبر یا دروکم یا پاره تو از جامعه شناسی داشتند. صرف نظر از محدودیت مسائلی که چنین کسان وجهه نظر قرار داده­اند، آنچه براستی می جسته اند ساختار کلی جامعه بوده است.جالب توجه اینکه همگی این متفکران تحصیلات عمومی وسیع داشته اند و پس از درس خواندن در رشته های دیگر به جامعه شناسی روی آورده اند . ». (ص18)

جمع بندی

🔹8- میتوان گفت: اولا، در جمع بندی مطلب میتوان گفت: اولا، جامعه ایران نیازمند به نظریه پردازی های کلان و عمومی و بازاندیشی در نظریه های کلان غربی است. ثانیا، نظریه های کلان و عمومی از جمله در جامعه شناسی سعی در توصیف ساختارهای کلان جامعه را داشته، عملا به فراسوی مرزهای رشته ای خود حرکت می کنند. ثالثا”، شرط موفقیت در چنین راهی، همانگونه که استوارت هیوز اشاره می کند، داشتن تحصیلات عمومی و گسترده فراتر از رشته تخصصی خود است.

منابع:

  1. آگاهی و جامعه، استوارت هیوز، مترجم عزت الله فولادوند،
    انتشارت علمی و فرهنگی.
  2. https://academic.oup.com/ips
  3. https://polisci.osu.edu/people/wendt.23
  4. https://en.wikipedia.org/wiki/Alexander_Wendt#Quantum_Mind_and_Social_Science
  5. https://en.wikipedia.org/wiki/Nicholas_Onuf

انتشار در کانال نویسنده به آدرس:

 kazemizamharir@

درباره‌ی دکتر مهدی کاظمی زمهریر

همچنین ببینید

انتخاب رشته کارشناسی ارشد

یکی از عزیزان از من در مورد نحوه انتخاب دانشگاه محل تحصیل در مقطع ارشد پرسیده اند. پیشنهاد من به این دوستان رعایت چند نکته مهم است. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *