خانه / سخنرانی و مصاحبه / سخنرانی علمی / شرایط امکان جامعه شناختی نظریه عدالت رالز

شرایط امکان جامعه شناختی نظریه عدالت رالز

محل سخنرانی: همایش بین المللی جان رالز ؛

«همایش بین‌المللی جان رالز ؛ با نگاهی به عدالت، صلح، توسعه و دموکراسی» روز پنج‌شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷به همت انجمن علوم سیاسی ایران در سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.  

متن چکیده سخنرانی:

در نظریه عدالت رالز، تنظیم قواعد توزیع منصفانه ارزش ها منوط به پذیرش وضعیت فرضی « حجاب جهل » می باشد. دراین وضعیت فرضی، « هیچ کس جایگاه خود را در اجتماع، وضعیت طبقاتی یا مقام و موقع اجتماعی » نمی شناسد. از نظر رالز، اصولی که اشخاص در چنین وضعیتی برای سامان دادن به توزیع منافع در زندگی اجتماعی توافق می کنند، اصول عدالت است.با وجود خصلت ابتکاری مفهوم حجاب جهل، از نظر منتقدان، این مفهوم بیش از حد انتزاعی است و از واقع گرایی جامعه شناختی برخوردار نیست. سوالی که در این جا قابل طرح است این است که: اگر پرده جهل را نه یک وضعیت فرضی انتزاعی بلکه وضعیتی عینی در نظر بگیریم، درکدام گونه از اجتماع ها امکان خلق چنین موقعیتی برای اعضای اجتماع بیشتر فراهم است؟

برای پاسخ به پرسش اصلی تحقیق نیازمند استخراج مدلی هستیم که رالز بر مبنای آن به تنظیم نظریه عدالت خود پرداخته است.رالز در وضعت فرضی حجاب جهل سعی کرده است که با فرض ” حدوثی ” بودن وضعیت اجتماعی فرد ، “جهل” وی به آینده خود و خصلت ” خویشکامی ” فرد امکان قضاوت “بی طرفانه” وی را درباره اصول عدالت فراهم سازد.بنابراین، از نظر رالز حدوثی بودن ، جهل به آینده و خویشکامی  شرط تاسیس موضع بی طرفانه نسبت به اصول عدالت می باشد.براساس این مدل می توان گفت تنها در اجتماعی امید به تاسیس اصول منصفانه برای عدالت وجود دارد که: 1) موقعیت فرد امری داده شده و پیشینی نباشد.2) صرف داشتن استعداد فردی یا انتسابی، بهره مندی وی از خیرات بنیادین و دسترسی به فرصت ها را تضمین نکند.3) فرد از عقلانیت سودمندگرایانه برخوردار باشد.4) هیچ نوع نظام ارزشی از پیش موجودی، توزیع خیرات و فرصت ها را در جامعه جهت نداده باشد.

با توجه به این چهار ویژگی می توان مدعی شد که تنها در یک جامعه پیچیده[1] است که: تحت تاثیر تقسیم کار بالا ، جامعه شدیدا” به سیستم های فرعی و پراکنده تفکیک شده است؛ میان حوزه های مختلف نوعی گسیختگی وجود دارد و همبستگی اجتماعی تضعیف شده است؛ نهادها، سازمان ها و هویت های قومی و مذهبی تضعیف شده­اند؛ و تاثیرات ناخواسته اقدام یک سیستم فرعی بر سایر بخش های سیستم و زندگی افراد پیش بینی ناپذیر است؛ کنش گران اجتماعی برای مقابله با مخاطرات چنین سیستمی به سمت پذیرش اصولی حداقلی حرکت می کنند که بتواند، آنها را از مخاطرات سیستم حفظ کرده، حداقلی از رفاه اجتماعی را برای ایشان تضمین نماید. در مقابل، بطور سلبی، نظریه عدالت رالز در جوامعیبا الگوی همبستگی مکانیکی متحد شده اند( مانند نظام های سیاسی سازمان یافته حول روایت های قومی و دینی ) ، که هویت فردی بخشی از هویت گسترده تر جماعتی می باشد؛ و جایگاه افراد( از حیث حقوق، وظایف و فرصت ها ) از پیش تعیین شده است؛ نظریه عدالت رالز امکان جامعه شناختی برای تحقق ندارد.

[1] Complex society

گزارش سایت صدانت از همایش و لینک فایل های صوتی سخنرانان همایش 

لینک فایل صوتی سخنرانی

درباره‌ی دکتر مهدی کاظمی زمهریر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *