خانه / یادداشت ها / گریزناپذیری “سکولاریسم”

گریزناپذیری “سکولاریسم”

بحث درباره سکولاریسم معمولاً” به دو صورت پیگیری می‌شود: الف) لغوی، ب ) اندیشه‌ای. در مباحث لغوی، شاهد رجوع به لغت‌نامه‌ها و دایره‌المعارف‌ها برای فهم معنای کلمات و مفاهیم هستیم. این واژه بیش از هر چیز با رویکردی زبان‌شناسانه و تاریخی مورد کاوش قرار می‌گیرد: چه زمانی پدیدار شده است؟ از چه ریشه‌ای مشتق شده است؟ چه معانی داشته و دچار چه تحولاتی در طول تاریخ از حیث معنا گردیده است؟ در مباحث اندیشه‌ای نیز سکولاریسم چونان ایده ذهنی است که با رجوع به متون فلسفی و کلاسیک می‌بایست فهمید شود. مجادله اصلی در این رویکرد، مجادله میان روایت‌های مختلف از نظم اجتماعی و سیاسی است: آیا می‌بایست میان نظم سیاسی ـ اجتماعی و عقاید دینی پیوند وجود داشته باشد؟ اگر بله، چرا و اگرنه باز چرا؟ در درون اندیشه دینی هم پرسش به این سؤال ختم می‌شود که آیا اندیشه دینی با سکولاریسم سازگار است یا نه؟ یا اینکه آیا امکان روایتی سازگار با آن وجود دارد یا نه؟ اما، سکولاریسم بیش از آنکه یک واقعیت ذهنی، زبانی یا لغوی باشد، امری عینی است که در پیکره اجتماعی ساخته می‌شود و عینیت‌یابی آن نه تابع تعاریف ما از مفاهیم است و نه تابع روایت‌های ما از سرشت زندگی اجتماعی.

 

لینک مقاله

درباره‌ی دکتر مهدی کاظمی زمهریر

همچنین ببینید

افق های محدود مشروطه و ناکامی های عملی ایرانیان

1. همانند همه "سالگردها"، سالگرد صدور فرمان مشروطت منبع الهام نوشته های ستایش آمیز از این واقعه تاریخی است.اما، به گمانم برای فهمی معاصر و انتقادی از این واقعه، نیازمند نسبت سنجی میان اوضاع و احوال جاری ، و ایده های سازنده انقلاب مشروطه هستیم، زیرا که همیشه میان "ذهنیت تاریخی" و "تجارت تاریخی " نوعی تناسب برقرار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *