خانه / یادداشت ها / حقوق بشر؛ حقوق کدام بشر؟

حقوق بشر؛ حقوق کدام بشر؟

🔹1-   طنین واژه “حقوق بشر” چندان رسا و دل انگیز است که هر فردی طالب آن  می باشد. اما، در جهان واقع، حقوق بشر، حقوق همه انسانهای نوعی نیست.حقوقیست که انسانهان آن را کسب می کنند.کسب این حقوق نه صرفا” امری طبیعی و از پیش داده شده بلکه محصول فرآیندهای تاریخیست که از درون آن ذهنیت و شرایط جدید برآمد.

🔹2-  حقوق بشر، خواست و تمنای انسان عصر جدید است که خواهان ایستادن بر پای خود می باشد.چنین انسانی بیش از هر چیز خواهان کرامت است؛ جستجوی کرامت تنها با “دوست داشتن خود” و برآمدن “عزت نفس” در وجود فرد ممکن می گردد. انسان واجد کرامت و دارای عزت نفس خود را مستحق “خوبی ها” می داند و از شرایط “شریرانه” و “سخت”  گریزان است. اما، چنین کرامت جویی تنها امری ناظر بر رهایی از سختی های طبیعی و مادی نیست.اساسا، جستجوی رهایی از مشکلات مادی و طبیعی چندان اساسی نبوده و باعث تمایز میان انسانها از حیوانات نمی گردد. حیوانات نیز به آسودگی مادی و فراغت از سختی های راغب هستند و در جستجوی آن.

🔹3-  خواست کرامت، خواست رهایی از همه اشکال بندگی از جمله رهایی از بردگی ذهنیست. بدون ارزشمند شدن خرد بشری و آگاهی های فردی، امکانی برای ارزشمند شدن وجود انسانی فراهم نمی شود. انسان عصر جدید قبل از آنکه در جهان عینی کرامت یابد، ارزشمندی خود را در جهان ذهن یافت.از این روست که دکارت منشاء همه آگاهی ها را در ذهن بشر می جوید و هستی بشر را با آگاهی پیوند می دهد؛ کانت روشن اندیشی را جسارت یافتن برای کاربست عقل می بیند؛ و هگل کل تاریخ بشر را “تاریخ عقل ” می نامد. در این ایدهها، آنچه نمودار می گردد، کرامت عقل بشریست ؛ هر آنچه به مثابه معرفت و آگاهی تلقی می گردد، از این لحظه بایستی خود را بر آگاهی های انسانی عرضه کند، و اعتبارش تنها تابع  گذار  موفقیت آمیز  از آزمونهای سنجش گرایانه عقل انتقادی است.بنابراین، این خرد کرامت یافته و رها شده از بندگی باورهای غیرعقلایی است که انسان دارای ارزش و کرامت را می آفریند.

🔹4-  رهایی از بندگی ذهنی و جسارت یافتن انسانها در کاربست عقل، اگرچه برای همگان ممکن است اما، در بیشتر مواقع شرایط عینی و نیازهای مادی، مانع از این واقعه می گردد.از این روست، که در جامعه ای که فقر و نابرابری در توزیع مواهب برقرار است، امکان کمی برای افراد فراهم می شود که بر روی پای خود بایستند و با صدای رسا ارزشمندی خود را فریاد کشند. از این رو، ظهور انسان جدید محصول رهایی همزمان وی از بندگی ذهنی و خلق شرایط جدید مادی برای کنش گری و توزیع عادلانه تر مواهب زندگی می باشد.

🔹5-  بنابراین، حقوق بشر تنها با به رسمیت شناخته شدن آن توسط دولت ها و  ورود این مفاهیم به نظام های حقوقی، عینیت نمی یابد؛ برای تحقق حقوق بشر، علاوه بر سامانه های حقوقی، نیازمند برساختن انسان جدیدی هستیم که شجاعت اندیشیدن به توانایی های خود را داشته  باشند؛ توانایی هایی که منبع اصلی کرامت و ارزشمندی وی است. بدون دستیابی به این ارزشمندی درونی، امکان تبدیل انسان نوعی – که تابع و گرفتار در نظام بندگی و مناسبات رمگیست – به انسان واجد حق ممکن نمیگردد.

✔️در مقاله “جامعه شناسی سیاسی حقوق بشر” سعی کرده ام، ابعاد جامعه شناختی و سیاسی، “حقوق بشر” را مورد بررسی قرار دهم. گرچه ما نیازمند توجه به شرایط امکان “فلسفی” و “اقتصادی” حقوق بشر در کنار تحلیل ابعاد حقوقی آن هستیم. لینک مقاله در زیر:

https://bit.ly/36jWVl1

https://t.me/kazemizamharir

 

درباره‌ی دکتر مهدی کاظمی زمهریر

همچنین ببینید

اسلام حبشی: چشم انداز سوم

اسلام حبشی عنوانیست که فرید اسحاق (Farid Esack) به تجربه مسلمانان مهاجر در حبشه نهاده است. اسلام حبشی روایت گر تجربه زیسته شده مسلمانیست که در یک سرزمین غیراسلامی اما در صلح با مسلمانان امکان زیستن آزادانه یافته اند. این تجربه در مقابل دو تجربه " مکی" و " مدنی " قرار دارد که در یکی مسلمانان سرکوب می شدند و در دیگری حاکم بودن ولی در جدال با کفار خارج مدینه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *