خانه / یادداشت ها / ماکیاولی و انتخابات آمریکا

ماکیاولی و انتخابات آمریکا

  1. ماکیاولی در کتاب “گفتارها” ضمن روایت تجربه حکمرانی در جمهوری روم، عناصر اساسی سازنده رژیم سیاسی خوب را برمی شمارد.ماکیاولی، گزارش خود را با این فرض شروع می کند که انسان ها بالفطره حسودند و میل به شرارت جزء طبیعت آنهاست. مهار این طبیعت شریر، تنها با اتکا به “نهادها”، “قانون” و “نظام اقامه دعوی” ممکن است.ماکیاولی می نویسد، تجربه روم نشان داده است که تنها با نهادها و قوانین خوب است که می توان آدم ها را به شهروندان مدنی تبدیل کرد. او تصور نمی کند که با تربیت و یا با تقویت ابعاد معنوی در وجود هر فرد، امکان ساخت شهروندان با فضیلت و مدنی ممکن باشد. مدنی شدن و اخلاقی شدن شهروندان محصول ساختارهایی است که امکان تجاوز به حقوق دیگران را ناممکن می سازد.
  2. انسان خوب متمایز از شهروند خوب است و پدیدار شدن شهروند خوب محصول نظم شهر است؛ فضائل اجتماعی نه از طریق تربیت بلکه به واسطه نظم شهر بر پیکره شهروندان حک می شود. این بدان معناست که هر زمان که نهادها و قوانین دچار بحران شوند و نظام اقامه دعوی نتواند به شکایات شهروندان بیطرفانه رسیدگی کند، نظم مدنی فروخواهد پاشید و هرج و مرج جامعه را فرا خواهد گرفت.
  3. این مختصر از برداشت ماکیاولی بهانه ای بود برای گفتن این نکته که مهم نیست در یک کشور همانند آمریکا قدمت دموکراسی به چند سده بازگردد. حتی در این کشور نیز وقتی قانون نامناسب باشد و یا نهادهای مجری قانون به وظایف خود به درستی عمل نکنند، راه برای تقلب و قانون شکنی گشوده خواهد شد. طبیعت بشر میل به قانون شکنی دارد و  زمانی  که عامل کنترل بیرونی از میان رود، او به این طبیعت بازخواهد گشت.
  4. از منظر اندیشه سیاسی، این نکته از این رو مهم است که اصلاح فردی و رشد فضائل اخلاقی هیچ گاه نمی تواند، بدون وجود قوانین و نهادهای مناسب، به رشد فضائل مدنی و سعادت جمعی بیانجامد؛ هر جا نظم شهر از سازمان مناسب به دور باشد، شهروند خوب به انسان شریر بدل خواهد شد: چه در منهتن زندگی کند چه در موگادیشو.

درباره‌ی دکتر مهدی کاظمی زمهریر

همچنین ببینید

معضلات طبابت سیاسی

امروز در حال خرید میوه، یکی از همسایگان مرا "دکتر" صدا زد؛ فروشنده به گمان اینکه من "پزشک بدن" هستم، از تخصصم پرسید: دانپزشک هستی یا ... . احتمالا خوشحال از اینکه در همسایگی خود کسی را دارد که شاید در روزهای بیماری به کمکش بیاید؛ گفتم، دکتر هستم اما نه دکتر بدن بلکه دکتر سیاست و کار ما درمان معضلات سیاسی است. پاسخ داد، از جنگ می ترسد و دعا کرد که جنگ نشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *