کرونا و تجدید نظر در ارزشها و شیوه های زندگی
یکی از پرسش هایی که در مواجه با کرونا پیش روی ماست، بررسی تاثیرات بادوام این بیماری همه گیر بر شئون مختلف زندگی بشر است.در پاسخ به این پرسش شاهد روایت های اغراق آمیز از تاثیرات کرونا بر آینده بشر هستیم. اما، به گمان نگارنده این سطور باید با دیدی واقع بینانه به تاثیرات این بیماری پرداخت. در این مقاله، نویسنده سعی کرده است، به تاثیرات کرونا بر رشد "فردگرایی" و " جمع گرایی " در جوامع معاصر در سطوح مختلف فردی و اجتماعی بپردازد.با بررسی تجربه زیسته شده در بازه زمانی اپیدمی مشخص می شود، کرونا در بعضی حوزه ها به رشد فردگرایی و انزواجویی کمک می کند؛ در عین حال در بعضی حوزه های دیگر می تواند به تقویت نهادها، فرهنگ جمعی و روحیه همکاری میان شهروندان و ملت ها بیانجامد. در نتیجه، کرونا بیش از آنکه باعث تغییر جهت یکسویه زندگی ما به سوی فردگرایی یا جمع گرایی باشد، بیشتر به متوازن سازی سبک زندگی انسان معاصر در میانه فردگرایی و جمع گرایی کمک خواهد کرد.
جنگ و عینیت یابی تفکر سیاسی مدرن
جنگ اگرچه ویرانگر است، اما موسس و تولید کننده نیز هست.جنگ یکی از عوامل زایش دولت مدرن در اروپا بوده و در خاورمیانه نیز از پس جنگ های پی در پی – و با وجود خسارت های فراوان – شاهد ظهور امکان ها و ظرفیت های جدیدی برای سامان بخشی به زندگی سیاسی و اجتماعی هستیم.یکی از دستاوردهای مهم جنگ های کنونی ، عینیت بخشی به تفکر سیاسی جدید است. دانشجویان علوم سیاسی مفاهیمی را در کلاس های آموزشی فرامی گیرند که برآمده از تجربه غربی از نظم سیاسی است؛ دولت مدرن، سکولاریسم، حقوق بشر، حقوق بین الملل و دهها مفهوم دیگر که در زمان ورود به زبان روزمره ما اموری غریب و ناآشنا می نمودند، اما حال عینیت و اهمیت آنها برای وجدان عمومی ملموس و آشکار گشته است.
افق های محدود مشروطه و ناکامی های عملی ایرانیان
1. همانند همه "سالگردها"، سالگرد صدور فرمان مشروطت منبع الهام نوشته های ستایش آمیز از این واقعه تاریخی است.اما، به گمانم برای فهمی معاصر و انتقادی از این واقعه، نیازمند نسبت سنجی میان اوضاع و احوال جاری ، و ایده های سازنده انقلاب مشروطه هستیم، زیرا که همیشه میان "ذهنیت تاریخی" و "تجارت تاریخی " نوعی تناسب برقرار است.
ادراک فقهی از نظم اجتماعی و صلح سازی در منطقه خاورمیانه
در چند دهه اخیر، خاورمیانه شاهد خشونت و جنگ بوده است.یکی از علل برآمدن این خشونت ها در این منطقه وجود روایت های ستیزه جویانه دینی از نظم می باشد. گروه های سلفی و اسلام گرای رادیکال، با رجوع به روایت های گذشته گرایانه از نظم دینی عامل مهمی در خلق خشونت در منطقه بوده اند. با توجه به اینکه دانش فقه متکفل اصلی ترسیم ادراکات مومنان از نظم اجتماعی می باشد، این سوال قابل طرح است که چه نوع ادراک فقهی از نظم اجتماعی می تواند، به ایجاد صلح در منطقه خاورمیانه کمک نماید؟
✔️ 10 مانع توسعه سریع ایران
در ادبیات رهبران سیاسی کشور ایده رشد بالا و تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه موج می زند، اما چرا سرعت توسعه ایران پایین است. چرا امکان توسعه سریع برای ما همانند کشورهای شرق آسیا مهیا نیست؟ دلایل زیر سعی در پاسخ دادن به این پرسش را دارد.
✔️ ” نهاد مرجعیت ” و غایت دولت مدرن
1- پس از حواشی سخنان آقای رحیم پور ازغدی درباره حوزه های علمیه و نهاد مرجعیت، با فاصله نه چندان زیادی، مجددا شاهد بحث انگیزشدن رابطه میان حوزه و نظام سیاسی هستیم.فهم دقیق این رخداد منوط به درک آن به مثابه مکانی برای پدیدار شدن جریانی تاریخی است که با ورود تجدد به ایران و شکل گیری دولت مدرن ظهور یافت.
✔️ روشنفکران دینی و فقه : نقدی بر دیدگاه دکتر فیرحی
دکتر فیرحی در مصاحبه اخیر خود با ویژه نامه « صد و دوازدهمین سالگرد انقلاب مشروطه در ایران » منتشره توسط روزنامه فرهیختگان، به نقادی روشنفکران دینی به خاطر بی توجهی به فقه سیاسی پرداخته است. وی در این مصاحبه می گوید: « در دوران دانشجویی و حتی الان، احساس می کنم جریان روشنفکری ما با تکیه بر فلسفه و کلام و غفلت از تاثیر فقه و امکانات فقه در حوزه زندگی سیاسی باعث تاخیر در توسعه سیاسی کشور شده است». ( ص۴۵) با فرض اینکه این نقد ناظر به روشنفکران دینی مسلمان پس از انقلاب است به بررسی آن خواهم پرداخت. انشاء الله در فرصتی دیگر دیدگاه روشنفکران عصر قاجار و پهلوی اول را در مورد فقه مورد بررسی قرار خواهم داد.
گریزناپذیری “سکولاریسم”
بحث درباره سکولاریسم معمولاً" به دو صورت پیگیری میشود: الف) لغوی، ب ) اندیشهای. در مباحث لغوی، شاهد رجوع به لغتنامهها و دایرهالمعارفها برای فهم معنای کلمات و مفاهیم هستیم. این واژه بیش از هر چیز با رویکردی زبانشناسانه و تاریخی مورد کاوش قرار میگیرد: چه زمانی پدیدار شده است؟ از چه ریشهای مشتق شده است؟ چه معانی داشته و دچار چه تحولاتی در طول تاریخ از حیث معنا گردیده است؟ در مباحث اندیشهای نیز سکولاریسم چونان ایده ذهنی است که با رجوع به متون فلسفی و کلاسیک میبایست فهمید شود. مجادله اصلی در این رویکرد، مجادله میان روایتهای مختلف از نظم اجتماعی و سیاسی است: آیا میبایست میان نظم سیاسی ـ اجتماعی و عقاید دینی پیوند وجود داشته باشد؟ اگر بله، چرا و اگرنه باز چرا؟ در درون اندیشه دینی هم پرسش به این سؤال ختم میشود که آیا اندیشه دینی با سکولاریسم سازگار است یا نه؟ یا اینکه آیا امکان روایتی سازگار با آن وجود دارد یا نه؟ اما، سکولاریسم بیش از آنکه یک واقعیت ذهنی، زبانی یا لغوی باشد، امری عینی است که در پیکره اجتماعی ساخته میشود و عینیتیابی آن نه تابع تعاریف ما از مفاهیم است و نه تابع روایتهای ما از سرشت زندگی اجتماعی.
تأثیر میرزای نائینی در زیست سیاسی ما
نوشتن ستایشآمیز درباره میرزا محمدحسین نائینی (1315-1239) سهل است؛ خیل پژوهشگرانی که از وی ستایش میکنند، و درباره نوآوریهای وی مینویسند، به حد کافی حجت و امکان برای نویسندگان فراهم میکند، که بیهیچ نگرانی درباره وی قلمفرسایی کنند. اما، من قصد دارم نوشته خود را با عنوان «بحران بیبنیادی» در اثر نائینی یعنی “تنبیه الامه و تنزیه المله” آغاز کنم.
روشنفکران دینی و فقر نگرش جامعه شناختی به حیات دینی
پدیدار داعش، فراسوی خشونت رادیکال و عریانش، آشکار کننده بحران فکری و تصوری دامن گیر در میان جوامع مسلمان درباره حیات اجتماعی دینی است. این بحران فکری و تصوری باعث خلق تنش مستمر در میان اجتماعات مسلمانان یا میان ایشان با سایر جوامع غیرمسلمان با درجات مختلفی شده است؛ نتیجه، این بحران فکری وتصوری، ناتوانی جوامع مسلمان در سازمان دادن به حیات اجتماعی به شیوه ای مسالمت آمیز می باشد. خروج از این بحران نیازمند اندیشیدن به شیوه های زندگی اجتماعی دینی است؛ چنین تفکری، ضروتا از بنیان اجتماعی و جامعه شناسانه برخوردار است.