خانه / یادداشت ها / ✔️ علم به مثابه بازی : نکاتی از زندگی ریچارد فاین من

✔️ علم به مثابه بازی : نکاتی از زندگی ریچارد فاین من

ماجراجویی های فیزیکدان قرن بیستم؛ ریچارد فاین­ من

1- از سرتصادف در هفته گذشته فرصت خواندن کتاب « ماجراجویی های فیزیکدان قرن بیستم؛ ریچارد فاین­ من » برای من فراهم شد. وی یکی از برجسته ترین فیزیک­دانان قرن بیستم است. وی برنده جایزه نوبل و از مشارکت کنندگان در ساخت اولین بمب هسته ای جهان می باشد.اما، آنچه کتاب را جذاب می کند، فهم خط سیری است که باعث پدیدار شدن نوابغ و نظریه های نو می گردد؛کتاب ترسیمی از حیات دانشگاهی در آمریکا، فراتر از روایت های رسمی آن است.

2- اولین نکته ای که کتاب به ما یادآوری می کند این است که پژوهش علمی برای نوابع نوعی بازیست. بازی که کودکانه فرد را با خود به درون عوالم مختلف می کشد، بدون هیچ آمادگی اولیه­ای؛ و همه آن لوازمی که پژوهشگران رسمی طالب آن هستند، تا پروژه­ای را آغاز کنند.این نگرش به خلاقیت و نوآوری باعث می شود که مرزهای علم، هنر و سایر رشته های غیرجدی فرو ریزد و شاهد دور شدن از نگرش عبوس و آکادمیک به علم باشیم؛ نگرشی که دانشمندان را در حصارهای محدود تخصصی گرفتار؛ و امکان گذار از مرزهای رشته­ای و درگیر شدن با ایده های جدید را از آنها سلب می کند.

3- از نظر فاین­ من، دانشگاه خوب با ساختمان، تجهیزات، کلاس های بزرگ ، دفاتر مجلل مدیران و اساتید و یا دستمزد بالا مشخص نمی شود؛ دانشگاه خوب جائی است که افراد با علاقه در جستجوی خلق نظریه های جدید هستند؛ اجتماعی از افراد مشتاق به علم که سعی در فهم بهتر طبیعت دارند؛ در چنین محیطی، هر روز فرد با ایده های جدیدی در یک حوزه علمی مواجه می شود. ایده هایی که دانسته های وی را به چالش می کشند، افق های جدید گفتگو را می گشایند و فرد فرصت صرف توانایی هایی خود برای حل مسائل پدیدار شده را می یابد.

4- به درستی فاین­ من معتقد است که در جهان سوم علم آموزش داده نمی شود. بلکه فقط شاهد پرکردن انبان ذهن با انواع تئوری ها هستیم. در این کشورها، از کودکی ذهن دانش آموز با انواع تئوری های پر می شود و دانش آموزان از تجربه های عملی و عینی محروم هستند. در کشوری مانند ایران این وضعیت با شدت بیشتری نمود یافته است: انواع کلاس های تقویتی، جزوات، مدارس ویژه و دوره های آموزش تست زنی؛ تنها چیزی که به فرد منتقل نمی کند اشتیاق به شناخت طبیعت و تلاش برای دیدن پدیده ها از چشم انداز نظریه هاست. برای دانش آموزی که اینگونه تربیت می شود، علم تنها مجموعه ای از فرمول ها و اعداد است. آنها از درک جهان واقعی و نحوه کارکرد آن ناتوان هستند و سرنوشت نهایی آنها هم اکثرا” تبدیل شدن به کارشناسان سازمان های بوروکراتیک می باشد. این وضعیت در رشته های علوم انسانی و اجتماعی وخیم تر است که گرفتار ایدئولوژی ها نیز می باشد؛ که به این نظریه ها نه به عنوان چارچوب هایی برای حل معماهای اجتماعی بلکه به مثابه قلعه هایی برای حفاظت از خود در برابر رقبا و دشمنان نگریسته می شود.

5- در نهایت، دانشمند خوب، دانشمند صادق است. صداقت علمی به این معناست که ما حقی برای فریب دادن مردم عادی نداریم. مصلحت سنجی در نظریه پردازی و در لفافه سخن گفتن، تنها به فریب خوردن مردم کمک می کند. هر ایده ای ممکن است دارای محدودیت؛یا اینکه از ظرفیت کاربردی اندکی برخوردار باشد. وظیفه یک محقق بیان  همه ابعاد حقیقت بی کم و کاست است. این خود مردم هستند که باید تصمیم بگیرند که همه حقیقت را بپذیرند یا نه؟ یاکدام بخش از آن را به خاطر مصلحت سنجی نادیده بگیرند یا برجسته کنند.بنابراین، یا می بایست همه حقیقت را گفت یا نبایستی اساسا” سخن گفت. زیرا که پرهیز از گفتن دروغ واجب است اما، اجباری به سخن گفتن – آنهم سخنی آغشته به دروغ و تحریف – وجود ندارد.

✔️محل انتشار: کانال تلگرامی مولف

kazemizamharir@

درباره‌ی دکتر مهدی کاظمی زمهریر

همچنین ببینید

انتخاب رشته کارشناسی ارشد

یکی از عزیزان از من در مورد نحوه انتخاب دانشگاه محل تحصیل در مقطع ارشد پرسیده اند. پیشنهاد من به این دوستان رعایت چند نکته مهم است. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *