خانه / یادداشت ها / معضلات طبابت سیاسی

معضلات طبابت سیاسی

  1. امروز در حال خرید میوه، یکی از همسایگان مرا “دکتر” صدا زد؛ فروشنده به گمان اینکه من “پزشک بدن” هستم، از تخصصم پرسید: دانپزشک هستی یا … . احتمالا خوشحال از اینکه در همسایگی خود کسی را دارد که شاید در روزهای بیماری به کمکش بیاید؛ گفتم، دکتر هستم اما نه دکتر بدن بلکه دکتر سیاست و کار ما درمان معضلات سیاسی است. پاسخ داد، از جنگ می ترسد و دعا کرد که جنگ نشود.
  2. در جامعه ما همانند همه جوامع به علت حب نفس، پزشکی ارج و قرب ویژه دارد.اما، کمتر کسی به اهمیت طبابت سیاسی واقف است؛ در حالی که پزشکان جانها را نجات می دهند، متخصصان سیاست می توانند با ایده ها و راهکارهای خود مانع ظهور فجایع و جنگ ها؛ یا سوء کاربرد قدرت سیاسی گردند که در بسیاری از مواقع عامل خسارت های مادی و معنوی بسیاری برای ملت هاست.اما، برخلاف بازشناسی اهمیت شغل پزشکی در ذهنیت عمومی (از پیر تا جوان؛ زن تا مرد؛ مستبد تا دموکرات؛ و …)، اهمیت طبابت سیاسی چندان در ذهنیت جمعی ما نهادینه نشده است.
  3. علاوه بر کم ارجی طبیبان سیاست در منظر عمومی و در میان حاکمان؛ این متخصصان در انجام وظیفه خود با مشکلاتی مواجه اند که کمتر پزشک متخصصی در گیر آن است. در حالی که بیماران داوطلبانه و مشتاقانه خود را به آستانه مطب پزشکان می رسانند، اما سیاستمداران و حکمرانان، هیچ اشتیاقی برای رجوع به متخصصان سیاسی برای دریافت مشاوره و راهکار برای رفع بحران های سازمان حکومت ندارند.
  4. اگر شما حتی کودک باشید، معنای دندان درد را خواهید فهمید و در برابر این درد نه تنها مماشات نمی کنید، بلکه سریعا به فکر چاره می افتید.اما، سیاست مداران در بسیاری مواقع نه تنها بیماری را انکار می کنند، بلکه حتی آن را با لفاظی های سیاسی و ایدئولوژیک حُسن حکمرانی خود برای همگان ترسیم می کنند.
  5. برخلاف پزشکی که بازاری گشوده دارد و متخصصان با کیفیت و تنوع بسیار در آن فعالیت می کنند، بازار مشاوره سیاسی محدود،کنترل شده و غیرتخصصی شده است، و عملا” امکان حضور همه صاحبان تخصص و رای در آن وجود ندارد.هیچ بیماری برای رفع درد دندان به پزشک داخلی مراجعه نمی کند و ما با دقت فراوان بر هر درد جزئی متخصص خاص آن را می جویم ولی ظاهرا رفع معضلات و بحران های سیاسی نیازی به تخصص ندارد و از آشپز و خیاط تا مداح و مهندس خود را واقف به پیچیدگی امور سیاسی و ذی حق در عرضه نسخه درمان می بینند.
  6. اما، مهمترین تفاوت نحوه رابطه مشاوره گیرندگان سیاسی و طبیبان سیاست است. بیماران اگر نسخه پزشک را نپسندند، پس از پرداخت حق الزحمه به پزشک دیگر مراجعه می کنند.این بیماران افاقه نکردن نسخه پزشک را نه به حساب خیانت دکتر می گذارند و نه جهل آن.حتی ممکن است بار دیگر به او مراجعه کنند و اینبار از تخصص وی سود برند.اما، مشاوره گیران از طبیبان سیاست، به جای آنکه در جستجو درمان باشند، متقاضی شنیدن آرزوهای خود از زبان آنها هستند و اگر نسخه این طبیبان را نپسندند، نه تنها حق الزحمه خود را پرداخت نمی کنند، بلکه این طبیبان سیاسی را به خاطر مشاوره ناخوشایندشان با آماج انواع “اتهامات” مواجه می کنند؛ حتی ممکن است، آنها را از شغل و پیشه خود محروم کنند و بعضا” گرفتار زندان و جلای وطن.
  7. در چنین اوضاعیست که این متخصصان یا ناچارند در لحظات بحران و دردهای عمومی سکوت پیشه کنند یا دل به دریا زده برخلاف احساسات عمومی و علائق حکومتگران زبان به سخن بگشایند.در عمل، طبیبان سیاست هم همانند سایر مردمانند: دارای حب نفس و دل نگران زیست فردی خود.آنها همان راهی را خواهند رفت که عموم انجام می دهند: سکوت کردن و نظاره رویدادها؛این سکوت همان چیزی است که افلاطون در جمهور به “غربت” فیلسوف سیاسی در جامعه از آن یاد می کند؛ و در جامعه ای که فیلسوفان سیاسی و متخصصان غریب باشند، نظم عمومی سامان نمی یابد.

 

kazemizamharir@

 

درباره‌ی دکتر مهدی کاظمی زمهریر

همچنین ببینید

افق های محدود مشروطه و ناکامی های عملی ایرانیان

1. همانند همه "سالگردها"، سالگرد صدور فرمان مشروطت منبع الهام نوشته های ستایش آمیز از این واقعه تاریخی است.اما، به گمانم برای فهمی معاصر و انتقادی از این واقعه، نیازمند نسبت سنجی میان اوضاع و احوال جاری ، و ایده های سازنده انقلاب مشروطه هستیم، زیرا که همیشه میان "ذهنیت تاریخی" و "تجارت تاریخی " نوعی تناسب برقرار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *